***پیام هفته: آنکه از دست روزگار به خشم می آید هر چه آموخته بیهوده بوده است. کریستین سن *** اقتصاد دانان کوچک بلند پرواز
اقتصاد دانان کوچک بلند پرواز
دانشجویان اقتصاد 88 سیستان و بلوچستان

 
تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392


n00014178-bدکتر علی طیب نیا (۱۶ فروردین ۱۳۳۹، اصفهان-تاکنون) اقتصاددان ایرانی و استاد دانشگاه می‌باشد.
تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر اصفهان به اتمام رساند و با کسب رتبه ۱۶ در کنکور سراسری گروه ریاضیِ سال ۱۳۵۷، به دانشگاه راه یافت.با توجه به علاقه شخصی اش به رشته های علوم انسانی و همچنین توصیه آیت الله بهشتی رشته اقتصاد دانشگاه تهران را به عنوان رشته دنشگاهی اش انتخاب کرد. 
کسب رتبه یک در آزمون ورودی کارشناسی ارشد هم برایش کار سختی نبود و به عنوان شاگرد اول هم فارغ التحصیل شد.
دکتر علی طیب نیا در اولین دوره دکترای اقتصاد دانشگاه تهران نیز با کسب رتبه یک پذیرفته شد که یک سال از دوره دکترا را در مدرسه اقتصاد لندن زیر نظر پروفسور هریس(laurence harris) گذراند. 
مدیر گروه اقتصاد نظری دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و مدیر گروه اقتصاد اجتماعی- نهادی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، در کنار تالیفات و تحقیقات دانشگاهی، برخی دیگر از سوابق کارنامه دانشگاهی وی است.
 دکتر علی طیب نیا علاوه بر تدریس در دانشگاه، سالها دبیر کمسیون اقتصادی دولت و عضو شورای پول و اعتبار بوده است.
دکتر طیب نیا در موضوع مهار تورم در اقتصاد ایران، صاحبنظری برجسته محسوب می شود و از سوی رییس جمهور به عنوان وزیر اقتصاد به مجلس معرفی شده است.



برچسب‌ها: متخصص مهار تورم, وزیر جدید اقتصاد, تورم ایران

ارسال توسط حسین بهنام مرشدی
 
تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391
قطره آب که به هم نزدیک میشوند تشکیل 1قطره ی بزرگ میدهند.اما دوتکه سنگ هیچگاه باهم یکی نمیشوند.پس هرچه سخت تر و قالبی ترباشیم.فهم دیگران برایمان مشکل تر و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان کمتر است
آب درعین نرمی و لطافت درمقایسه با سنگ
به مراتب سرسخت تر و دررسیدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد ولی آب راه خود را به سمت دریا میابد.
در زندگی معنای واقعی سرسختی و استواری را باید در دل نرمی و گذشت جستجوکرد. 
 
گاهی لازم است کوتا بیایی
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت
اما میتوان چشمها را بست وعبورکرد
گاهی مجبور میشوی نادیده بگیری
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوزی که نبینی
ولی با اگاهی و شناخت و انگاه بخشیدن را خواهی اموخت



برچسب‌ها: زندگی, اب

ارسال توسط حسین بهنام مرشدی
 
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391

در هفته قبل شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بودیم که در آن فرانسوا هولاند،‌رهبر حزب سوسیال فرانسه با کسب رای  51.9 درصدی آرا به عنوان هفتمین رئیس جمهور فرانسه برگزیده شد.
بحران اقتصادی اروپا، ریاضت‌های سخت اقتصادی در فرانسه و بعضا رفتارهای نامطلوب اجتماعی نیکلای سارکوزی از دلایل مهم عدم اعتماد مردم این کشور  برای تمدید ریاست جمهوری سارکوزی بوده‌اند.

هولاند پس از پیروزی در انتخابات در اولین صحبتش ابراز امیدواری کرد که ریاضت‌های اقتصادی سریع‌تر پایان یابند. اما تا چه اندازه این مهم تحقق می‌یابد باید منتظر روزها و ماه‌های آتی بود و اوضاع را رصد نمود. که البته عدم تحقق این وعده حتی می‌تواند نظر مردم را نسبت به رئیس جمهور هفتم و ادامه فعالیت‌هایش مکدر کند. بعد از این پیروزی  کشورها واکنش‌های تقریبا مشابه و قابل انتظاری را داشتند به طوری که رئیس جمهور آمریکا، در یک تماس تلفنی پیروزی فرانسوا هولاند را تبریک گفته و از رئیس جمهور جدید فرانسه دعوت کرد تا قبل از برگزاری اجلاس کشور های عضو گروه ٨ و ناتو در شیکاگو، برای مذاکرات دوجانبه به واشنگتن سفر کند.
در آلمان، مرکل، صدراعظم این کشور نیز، علیرغم حمایت قبلی خود از نیکولا سارکوزی، بلافاصله بعد از اعلام پیروزی فرانسوا هولاند، از او دعوت کرد از آلمان دیدار کند. گفتنی است "گیدو وستروله"، وزیر خارجه آلمان پیروزی رئیس جمهور جدید فرانسه را یک «رویداد تاریخی» توصیف کرده و گفت امیدوار است هردو کشور کار روی یک پیمان برای رشد اقتصادی اروپا را آغاز کنند.
در انگلستان، دیوید کامرون، نخست وزیر محافظه کار بریتانیا و از حمایت کنندگان نیکولا سارکوزی، که در جریان کارزار انتخاباتی فرانسوا هولاند و سفر او به لندن حاضر نشد با او دیدار کند نیز به رئیس جمهور جدید فرانسه تلفنی تبریک گفت.
طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، نیز اظهار امیدواری کرده است با پیروزی فرانسوا هولاند، تغییراتی در روابط میان فرانسه و ترکیه پدیدار گردد.
اما در ایران، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه، این رویداد را ناشی از رفتار اشتباه فرانسه در تبعیت از سیاست‌های آمریکا برشمرده و گفته مردم به دلیل عدم رضایت از رفتارهای سیاسی سارکوزی، به وی رأی ندادند.
در خصوص تحولات سیاسی جهان، طبعا آنچه مشخص است، برگزاری نشست 5+1 و نتایج آن برای ما اهمیت دارد؛ هرچند به دلیل وزن سیاسی و اقتصادی آمریکا نمی‌توان گفت رهبر جدید فرانسه تأثیر خاصی در نتایج این نشست ایفا نماید.



ارسال توسط ادریس امیری
 
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391

 

 

مجلس همه حقوق بگیران دولتی و بخش خصوصی را که تا سقف ۵۵۰ هزار تومان حقوق دریافت می کنند، از پرداخت مالیات معاف کرد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط ادریس امیری
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391

از من فاصله بگیر !

هر بار که به من نزدیک می شوی

باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت..

از من فاصله بگیر !

من خسته ام از این امیدهای کوتاه !




ارسال توسط ادریس امیری
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391

دختر گوشه ی پیراهن مادر را کشید و گفت : مامان کی برام کاپشن می خری ؟


مادر به چشمان معصوم دختر نگاه کرد و گفت : هر وقت برف بیاد .


دختر امیدوارانه به دانه های ریز برف نگاه کرد . گوشه ی پیراهن مادر را کشید و گفت : مامان داره برف میاد بریم کاپشن بخریم ؟!


مادر این بار به عکس پدر، روی تاقچه نگاه کرد و گفت : الان که داره برف میاد . باشه هر وقت بند اومد



ارسال توسط ادریس امیری
 
تاريخ : چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391

 

هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره‌ي ويلان را از ياد نمي‌برم. در واقع،
در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت
مي‌کنم، به ياد ويلان مي‌افتم ...



ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه‌ي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک
کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق مي‌گرفت و جيبش
پر مي‌شد، شروع مي‌کرد به حرف زدن ...

روز اول ماه و هنگامي‌که که از بانک به اداره برمي‌گشت، به‌راحتي مي‌شد
برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.

ويلان از روزي که حقوق مي‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته مي‌کشيد،
نيمي از ماه سيگار برگ مي‌کشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش...

من يازده سال با ويلان هم‌کار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به
همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل مي‌شدم،
ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ مي‌کشيد. به سراغش
رفتم تا از او خداحافظي کنم.

کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند
زندگي‌اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟

هيچ وقت يادم نمي‌رود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با
چهره‌اي متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟

بهت زده شدم. همين‌طور که به او زل زده بودم، بدون اين‌که حرکتي کنم، ادامه دادم:
همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي!!!
ويلان با شنيدن اين جمله، همان‌طور که زل زده بود به من، ادامه داد:
تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟
گفتم نه
گفت: تا حالا همه پولتو براي عشقت هديه خريدي تا سورپرايزش كني؟
گفتم: نه !
گفت: اصلا عاشق بودي؟
گفتم: نه
گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟
گفتم: نه !
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟
با درماندگي گفتم: آره، ...... نه، ..... نمي دونم !!!

ويلان همين‌طور نگاهم مي‌کرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين ....

حالا که خوب نگاهش مي‌کردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم،
ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد
و بعد جمله‌اي را گفت. جمله‌اي را گفت که مسير زندگي‌ام را به کلي عوض
کرد.

ويلان پرسيد: مي‌دوني تا کي زنده‌اي؟
جواب دادم: نه !
ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني



هر 60 ثانيه اي رو كه با عصبانيت، ناراحتي و يا ديوانگي بگذراني، از دست
دادن يك دقيقه از خوشبختي است كه ديگر به تو باز نميگردد


زندگي كوتاه است، قواعد را بشكن، سريع فراموش كن، به آرامي ببوس، واقعاً
عاشق باش، بدون محدوديت بخند، و هيچ چيزي كه باعث خنده ات ميگردد را رد
نكن



ارسال توسط ادریس امیری
 
تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین 1391
سلام همه...

میدونم فعلا دارین با میانترما دست و پنجه نرم میکنین.

اما امروز تولد یکی از دوستامونه خالی از لطف نیست که بهش تبریک بگیم.

از خودمونه عضو وبلاگم هست.

رقیه جون تولدت مبارک

البته من که دیشب بهت تبریک گفتم ولی این جمله رم به نمایندگی اینجا تقدیمت میکنم.

باز کن پنجرهها را که نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
و بهار
روي هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
لمس بودنت مبارک

حالا بدو بدو شمعو فوت کن که تموم شد...


 



ارسال توسط زهرا شیردل
 
تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین 1391

اقتصاد ایران زمین گیر شد، فکری برایش کنید

بانک مرکزی؛ هر روز غیرقابل اعتمادتر از دیروز!

سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۰۸

بانک مرکزی؛ هر روز غیرقابل اعتمادتر از دیروز!

بانک مرکزی به عنوان مهمترین نهاد پولی کشور که وظیفه سیاست گذاری در حوزه کلان را بر عهده دارد این روزها در بی ثباتی کامل به سر برده و مسولیت مشکلات حاصل از خطاهای این بانک را کسی بر عهده نمی گیرد.
در طول سا ل۸۷ تا کنون فعالیت بانک مرکزی از زوایای مختلفی نقد و بررسی شده و بارها و بارها به مشکلات موجود در ساختارهای این بانک از سوی کارشناسان و مسولین پرداخته شده است اما کلیه نظریه پردازی ها تنها در حوزه سخن باقی مانده است و خبری از اقدام اساسی برای رفع این مشکلات در میان نیست.

به گزارش افکار نیوز ، اختلاس ۳ هزار میلیاردی در سال ۹۰، نرخ رشد اقتصادی پایین، عدم گشایش ال سی، رشد نقدینگی تا ۳۵۰ هزار میلیارد تومان، عدم اعلام آمارهای رسمی در زمان مناسب، عدم نظارت بر بانکها، رشد قارچ گونه قرض الحسنه ها و موسسات مالی و اعتباری که سود های کلان برای تسهیلات می گیرند، بی ارزش شدن ریال در برابر سایر ارزها؛ نوسانهای ارزی شدید در کشور، نوسان در نرخ پایه پولی، نوسان در نرخ طلا، تورم ۲۱ درصدی که بسیاری از نمایندگان مجلس آن را غیر واقعی می دانند و افشای شماره حساب و رمزهای مشتریان بانکها بخشی از نواقص بانک مرکزی بود که تنها در سال ۹۰ رخ داده است.

چه کسی مسول پاسخ گویی به این همه مشکلات اقتصادی در کشور است زمانی که وزیر اقتصاد خود را ملزم به برگزاری نشست خبری و پاسخ گویی به افکار عمومی نمی داند و رییس کل بانک مرکزی از خبرنگاران گریزان است؟ گویا تنها مسولیتی که مدیران اقتصادی کشور برای خود قائل نیستند مسولیت پاسخگویی در برابر عملکرد است!

نابسامانی در اقتصاد کشور به جایی رسیده که ریال ایران ( پول هر کشور نماد هویت و موجودیت هر کشور است) در صرافی های هیچ کشوری (به جز عراق) پیدا نمی شود و حتی عراق نیز تلاش می کند تا ریال ایران را از صرافی ها خود خارج کند. با این وجود کسی به فکر احیای بانک مرکزی نیست و حتی نمایندگان مجلس نیز دیگر تلاشی برای برگرداندن اقتدار به این نهاد اقتصادی نمی کنند.
منبع: شهر خبر



ادامه مطلب...
ارسال توسط اميدبابايي
 
تاريخ : یکشنبه بیستم فروردین 1391

آن کس که نداند و نداند که نداند

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند

.
.
درکشورما وضع چنین است بدانید :

آنکس که بداند وبداند که بداند 
باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برودخویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پولي خرك خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بمان


ارسال توسط حسین بهنام مرشدی
 
تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند 1390

 

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

پیشاپیش عید تون مبارک

باآرزوی شادکامی



ادامه مطلب...
ارسال توسط زهرا شیردل
 
تاريخ : شنبه ششم اسفند 1390

یک بام و دو هوای افزایش قیمت خودرو                تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۰

 روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

این روزها که تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی اعم از خوراک و پوشاک و... ذهن مردم و مسوولان را به خود مشغول کرده و یکی فکر نان است و دیگری فکر آب، این وسط «خودرو» هم سری از میان سرها درآورده و به دغدغه‌ای برای مشتریان و مسوولان تبدیل شده است.

«خودرو» اگرچه کالایی اساسی به شمار نمی‌رود و مانند «نان شب» ضروری نیست، اما این روزها ظاهرا به اندازه «نان شب» مهم شده و نه تنها مردم، بلکه مسوولان در رده‌های مختلف نیز نسبت به تغییر و تحولات آن واکنش نشان می‌دهند
.
                                                   «به ادامه مطلب بروید» 


ادامه مطلب...
ارسال توسط اميدبابايي
 
تاريخ : شنبه ششم اسفند 1390

***قیمت بنزین درسال اینده***

   درحالی که تاکنون گزینه های زیادی برای قیمت بنزین در سال اینده مطرح و البته بعد هم تکذیب شده است یک عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس با تأکید بر این که دولت نباید هیچ گونه تغییر قیمتی را در آستانه سال نو اعمال کند، گفت: دولت عزم افزایش قیمت بنزین را دارد و با توجه به مجوز مجلس مبنی بر افزایش 20 درصدی قیمت حامل‌های انرژی در سال آینده، بنزین آزاد را 850 تومان و بنزنی سهمیه‎ای را 500 تومان عرضه می‌کند.

مؤید حسینی صدر تأکید کرد: دولت نباید در آستانه انتخابات و سال نو افزایش قیمتی را اعمال کند، زیرا هر گونه افزایش قیمتی موجب تشویش اذهان عمومی جامعه می‌شود.
نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی، شرایط کنونی جامعه را ویژه خواند و هشدار داد: هر گونه اقدام نسنجیده‌ای در شرایط کنونی می‌تواند تبعات سنگینی برای کشور داشته باشد.
   وی درباره مصوبه مجلس مبنی بر افزایش 20 درصدی حامل‌های انرژی، درباره افزایش قیمت بنزین، گفت: دولت قصد دارد قیمت بنزین را افزایش دهد، ولی این اقدام باید سال آینده انجام بگیرد و با توجه به مصوبه مجلس، نرخ بنزین آزاد 850 تومان و سهمیه‎ای 500 تومان می‌شود.
این نماینده مردم در مجلس هشتم یادآور شد: اگر دولت افزایش قیمتی بیش از این رقم را بخواهد اعمال کند، باید از مجلس مجوز بگیرد.
حسینی‌صدر، هر گونه افزایش قیمتی را پیش از انتخابات و سال نو، به زیان کشور و دولت ارزیابی و تأکید کرد: دولت حتی در این باره تا پیش از عید نباید بحثی انجام دهد، زیرا حتی زمزمه افزایش قیمت‌ها می‌تواند شرایط روانی جامعه را آشفته کند.
وی ادامه داد: دولت در شرایط کنونی باید به فکر آرامش بازار باشد و از نهادهای نظارتی برای آرامش بازار استفاده کند.
عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس هشتم درباره توقف عرضه بنزین آزاد، گفت: این اقدام هم در آستانه سال نو اقدامی کاملاً اشتباه و غیرمنطقی است، زیرا برخی از افزاد برای سفرهای عید برنامه‌ریزی کردند و به بنزین آزاد نیاز دارند.

منبع : شهر خبر
 



ارسال توسط اميدبابايي
 
تاريخ : دوشنبه یکم اسفند 1390

نمایشگر تاشوی مخترع ایرانی

759133.jpg

محمدرضا خلیل بیگی محقق و مخترع ایرانی دانشگاه فنی دامشتات آلمان در گفتگو با خبرگزاری مهر جزئیاتی را از ابداع جدید خود، فناوری  Fold Me ( من را تا بزن ) ارائه کرده و باور دارد چنین فناوری هایی می تواند شیوه تعامل انسانها را با ابزارهای رایانشی متحول سازد.

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید



ادامه مطلب...
ارسال توسط رضا شورمیج
 
تاريخ : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390




وصلت ما از ازل یك وصلت ناجور بود
من كه خود راضی به این وصلت نبودم زور بود
درس و دانشگاه بالكل بی بخارم كرده بود
بسكه بودم سر بزیر و در غذا كافور بود
رخت دامادی پدر با زور كرد اندر تنم
گفت باید زن بگیری تو وَ این دستور بود
چندباری خواستگاری رفته بودم بد نیود
میوه می خوردیم و كلا سور و ساتم جور بود
این یكی گیسو كمند و وان یكی بینی بلند!
این یكی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود
سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن
اولی خر فهم بود و دومی خر زور بود
خانواده گرچه یك اصل مهم در زندگی است
انتخاب اولم باباش مرده شور بود
كیس خوبی بود شخصاً، صورتاً، فهماً، فقط
هشتصد تا سكه مهر خانم مزبور بود
با خودم گفتم كه كی داده...گرفته، بی خیال
حیف از شانس بدم دامادشان مأمور بود!
این غزل را توی زندان من سرودم یك نفس
شاهدم ناصر سه كلّه با كَرم وافور بود...
زن اَخ است و مایه درد و بلا با این وجود
می گرفتم یك زن دیگر اگر مقدور بود


ارسال توسط محمد ديوانپور

عکس

دانلود